چه کسی میخواهد من و تو ما نشویم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟....خانه اش ویران باد....
عشق را تنپوش جانم میکنی چتری از گل سایبانم میکنی ای صدای عشق در جان و تنم ان سکوت ساکت و تنها منم من پر از اندوه چشمان تو ام اشنای دل پریشان توام اتش عشق تو در جان من است عاشقی معنای ایمان من است کی به ارامی صدایم میکنی از غم دوری رهایم میکنی ای که در عشق و صداقت نوبری کی مرا با خود از اینجا میبری؟ بازم سلام. اقا ما هی میخوایم مثل قبل اپی که میکنیم شعر باشه یا یه متن عاشقانه اما نشده. حالا دلیلش ادامه ی پست قبلیه. بعد از این که پست قبلیم تموم شد دوباره اومدم نت. یهو به سرم زد بیام و اسم دوستای وبلاگیمو کنار لینکاشون بنویسم تا اگه یه وقت دوباره یه نفر مثل سارا خانوم دچار سوئ تفاهم شد مخم قفل نکنه برای انجام این کار هم باید بیشتر لینکارو باز میکردم که یه وقت خدایی نکرده اشتباهی رخ نده تو اسما و شرمنده ی شما ها نشم. داشتم کارمو با دقت انجام میدادم که یهو یه وبلاگ تو لینکا بود به اسم جدایی...... از قضا واسه روزبه هم تو پست اخرش چندتا کامنت گذاشتم که تو یکیش هم ایکون حالا قضیه ی این ایکون هم خوب یادمه. اون روزی که رفتم بهش سر بزنم از ادرس وبلاگ حدس زدم که نویسنده ی این وبلاگ دختره.حالا دلیلش چی بود و نمیدونم.متنش هم که خوندم براش یه بوس و یه گل گذاشتم که بعدش وقتی داشتم بقیه پستا رو میخوندم دیدم نویسنده مذکره. ولی با این حال اهمیت ندادم و ازش گذشتم تا امروز که فهمیدم ماجرا از چه قراره . البته هنوز مطمئن نیستم که سارا خانوم منظورش همین روزبه بوده یا نه.ولی اگه منظور سرای عزیزم این وبلاگ بوده من واقعا ازش معذرت میخوام. خوب فکر کنم دیگه بهتره اقا روزبه و سارا خانومشو بیخیال بشیم و برم مطلبی و که اماده کرده بودم براتون بذارم.قربون همه ....فعلا. بی تو در تنهایی خویش مانده ام و گل بوسه بر روی لبانم پرپر گشته است. در هر لحظه از زندگانیم ارزوی دیدن تو را میکنم. نازنین کجایی که شعله ی عشق را در چشمانم ببینی و نظاره گر این باشی که چگونه این اتش در هر دم به جان میتازد و میسوزاند؟ اتشی که حتی اشک هم یارای خاموش کردنش را ندارد. بی تو ای روشنگر شبهای تیره زندگانیم گویا هوا طوفانی است و تو ای مونس روزهای بی قراریم کجایی تا این طوفان سهمگین را به نسیم دلنواز وصلت تبدیل کنی؟؟؟؟؟؟؟؟/ دوباره میوزم از سمت دستهای شما. چو ابر تشنه باریدنم برای شما. و سالهاست معما شده برایم که. چرا ترک زده قلبم به زیر پای شما. غروب لعنتی اما چقدر دلگیر است. اسمان که نشسته در عزای شما. هنوز رد نگاه عجیب تو مانده است. در این اتاقک خالی که بود جای شما. خلاصه عرض میکنم خدمتت که میمیرم. بدون انکه شبی شنوم صدای شما.
![]()
![]()
![]()
و برم ببینم ماجرا از چه قراره... ![]()
![]()
به به ....باز که شد اسم نویسنده چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
رزوبه
.....بازم به به....بنده خدا این اقا روزبه از اسفند پارسال تا الان هم اصلا نیومده واسه پست جدید ولی من هر وقت اپ میکنم یا همینجوری میرم به بر و بچه ها سر میزنم براشون یه کامنتی هم میذارم.![]()
و قرار دادم.![]()
![]()
خودم هم جای سارا بودم خیلی بدتر رفتار میکردم.اما عزیزم حالا بر فرض مثال من خاطر اقا روزبه هم بخوام تو خودت نباید به دوستت یه کم اعتماد داشته باشی؟خوب میرفتی اول از خودش میپرسیدی.تازه اقا روزبه که جواب هیچکدوم از کامنتای منو نداده........![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |

